امروز در مترو

 

سلام امروز خونه یکی از دوستای خوبم دعوت بودم

همسر ماشین رو لازم داشت و بنده باید مثل همیشه گذشت میکردم چون داشتم میرفتم خونه دوستم !

وگویا باید تحمل میکردم ، چون میخواستم برم و حوصله خونه موندن رو نداشتم

تنهایی خسته کننده شده

گفتم با آژانس برم که دوباره  خساستم گل کرد نیشخند 

رفتم که با مترو برم

صبح که خیلی خلوت بود

بعدازظهر خیلی شلوغ تر شده بود

وخیلی هم جالب بود

 پراز دست فروش بودکه خیلی چیزها می فروختن و برای من که خیلی سوار مترو نمیشم بسیار جالب بود

جوراب -گل سر- لباس زیر-دستکش - باطری-بلوز و 000

خونه دوستم هم بسیار بسیار خوش گذشت

یه تجربه بسیار جالب بود واسه من

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
آذین

عزیزم همیشه خوش باشی به جاش من دانشگاه هم طوری بود که باید با مترو می رفتم فکر کنم اندازه مو های سرم سوار مترو شدم یک بار با دوستام داشتیم به جنس های دست فروش ها نگاه می کردیم از ایستگاهی که باید پیاده می شدیم جا موندیم [خنده]