امروز من

امروز همسر از من زودتر بیدار شده بود وخیلی سرحال بود

دیشب رفته بودیم خونه برادرم که قبلا درموردش گفته بودم

خوش گذشته بود واومدیم خونه تا حدود ساعت 2 بیداربودیم و بعد خوابیدم ساعت حدود 9 بود بیدارشدیم

اومد وبیدارم کرد

به شیوه روزهای تعطیل صبحانه رو آماده کردم و نیمرو درست کردم که همسر دوست داره

خوردیم و بعد همسر رفت...

اصلا حال و حوصله نداشتم

خوابیدم

ماهوره رو روشن کرد

به اینجا سرزدم

به دوستام

خبری نبود

کتاب خوندم

بازم نشد

اصلا حال نداشتم

شب خواب دیده بودم که عاشق یه مرددیگه شدم و من رو برده بود به اتاق خودش

بهرحال این خواب هم بی حوصله ام رو گرفته بود

همسررو دوست دارم بسیار و بسیا ر

بقول قدیمیها که تعبیر خواب میکردن شاید دارم میمیرمتعجب

بهرحال قربون شما بای بای

/ 2 نظر / 8 بازدید
آذین

بنی جان من یادم نبود خصوصی بزنم لطف می کنی اگر دیلیت کتی