روزهای کودکی

روزهای کودکی

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند
تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

حسین پناهی

/ 3 نظر / 4 بازدید
امیر

خیلی زیبا بود خیلی واقعا هم دوران کودکی یه چیز دیگه است[گل] به روزم[گل]

امیر

بیا رنگتو مشخص کن[گل]

سحر

مَــرد میـــخواهد خـــــاطره ها را بــــدون اشــــک مــــرور کـــردن …[گل]