برای بابام

 

اشکامو هدیه می کنم به جاده ی جداییمون

به التماسه آخرم دو واژه ی نرو بمون

اشکامو هدیه می کنم به رفتنت بدونه من

به تلخیه این واقعه حادثه ی جدا شدن

اشکامو هدیه می کنم به قابه عکسه رو به
روم

قطره به قطره می چکم تا بشکنه بغض تو
گلوم

حس می کنم بی اختیار این همه عکس و
یادگار

حریفه رفتنت نشن می ری به رسمه روزگار

اشکامو هدیه می کنم به این ترانه این
صدا

به این که تو اوله راه قصه رسید به
انتها

حس می کنم بی اختیار این همه عکس و
یادگار

حریفه رفتنت نشن می ری به رسمه روزگار

/ 3 نظر / 9 بازدید
ماشا

وِهْ ئَرْ مِنِ خلْ و چلْ دوئا سَرِمْ گم بی ئَه بی ئَه نومْجا سی چِلَ قَوَه وَرِمْ گم بی ئَه سلام گرامی دوست مهربان وبلاگ واتوره با ((چرچی چاره ستی)) به روز است و چشم به نگاه و نظر شما دارد.نقد دوستانه و نظر عالمانه چون توئی مرا چراغ راه و عصای دست خواهد بود. تو را من چشم در راهم.

اینار

وای بنی نابود شدم اشکام در اومد چقدر دلم پدرم رو خواست میدونی هیچکس جای پدر و برای آدم پر نمیکنه. بنی حالم خیلی بده

رز

بني بدو رمزو بردار حوسم نبود خصوصي بذارم[سبز]