یادبچگی ها با خانه مادربزرگه...

دیروز یه سری کارتون خانه مادربزرگه خریدم واسه خواهرزاده کوچولوی خوشگلم که عاشق مخمل شده و بازبون خودش میگه مخ مخ که همون مخمل خودمونه چون همین عکس رو واسه مامانش فرستادم تا به پسرکوچولوش نشون بده اونم خوشش اومد

حالا هم میگم همگی ببینیم تا یادی از گذشته کنیم

 

 

 

خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره
خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره
خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره
در بازه خونه ی ما
همیشه سبزه زاره
دشتاش پز از بوی گل
اینجا همش بهاره
دل وقتی مهربونه , شادی میاد میمونه
خوشبختی از رو دیوار سر میکشه تو خونه

/ 1 نظر / 10 بازدید
دخترک

سلام عرض شد آخیییییییییییییی یادش بخیر چقد اون جوجوهاشو دوس داشتم[قلب] راستی ایشالا ی کار بهتر پیدا کنی