امشب

 

امشب دوباره
اومدی تا رویاهام رنگی بشه

شاید همین خواب عمیق

پایان دلتنگی بشه

امشب دوباره اومدی تا خوابم و رنگی کنی

تا چشمای مغرورم و

درگیر بی صبری کنی

دارم نگاهت میکنم داری ازم دل می بری

چشم بر نمیدارم ازت

تو از همه زیباتری

حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم

دستامو محکمتر بگیر

دستاتو باور میکنم

حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم

دستامو محکمتر بگیر

دستاتو باور میکنم

با رویاهات سر میکنم

.

.

.

برای دل بستن
به تو دل کنده بودم از همه

چشمام و رو هم میزارم

هرچی ببینمت کمه

امشب دوباره اومدی.تا حالمو بهتر کنی

تا خوابم و لبریز یاس

تا بغضم و پرپر کنی

حالا که قسمت
دوری ِ با رویاهات سر میکنم

دستامو محکمتر بگیر

دستاتو باور میکنم

حالا که قسمت دوری ِ با رویاهات سر میکنم

دستامو محکمتر بگیر

دستاتو باور میکنم

با رویاهات سر میکنم

/ 2 نظر / 9 بازدید
وثوق

متن زيبايي بود خسته نباشي[گل]

وثوق

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از راز کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو آزادگی و شیفتگی مرز ندارد حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟ دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو وقتی همه جا از غزل من سخنی هست یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟ تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟