سرزمین عجایب

 

امشب رفته بودم با بجه های خواهرم سرزمین عجایب

واقعا عجب عجایب سرزمینی داریم ما....

خانمها همه آنچنان آرایشی داشتن که فکر میکردی دارن میرن عروسی

یه خانم دیدم یه گفش قرمز خوش رنگ پوشیده بود و یه گل قشنگ پشتتش داشت

اما پاشنخ اون انقدر بلند بود که راه رفتن براش سخت بود

حالا فکرش رو بکنید که اومده بود مرکز خرید!!!

من موندم چطوری میتونه راه بره

منکه با کفش راحتی پدر پاهام در اومده بود

البته هرکس ازاده هرچی دوست داره بپوشه

اما هرچی جای خودش رو داره

بنظر من هنوز آدمها نمیدون هر چی جاش کجاست

اون کفش مناسب یه مجلس جشن بود وچقدر هم زیبا میشد

حالا اون پوشیده بود مرکز خرید

یه خانم هم بود که دنبال مشتری می گشتتعجب

خدا عاقب همه آدمها رو بخیر کنه

من که متعجب بودم چون خیلی این جور مراکز که بعضی ها فکر میکنن نشونه تجدد و کلاس بالایه  هست نمیرم

 البته من خیلی هم وقت ندارم چون تنهایی که نمیشه رفت و همسرم هم که هیجوقت نمیاد بریم خرید 

اما خواهرم یه کارت هدیه داشت که باید تو اونجا خرج میشد

خواهرام کلی لباس واسه بچه هاشون خرید از فروشگاه پازل تو طبقه زیر همکف که خراج داشت و چه لباسهای قشنگی هم بود

من خواستم یه رژلب بخرم خیلی گرون بود

تازگی همسرم خیلی دوست داره من همش رژلب داشته باشم

نمیدونم چرا ؟

البته من فقط تو خونه آرایش میکنم

در ضمن خوشش میاد لاک هم برنم

بنظرتون چرا؟

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
همدرد

تهاجم فرهنگی که میگن اینه عزیزم. فقط مردم ما تهاجم رو دریافت کردند هنوز فرهنگ به دستشون نرسیده. فکر می کنن اگر با اینهمه آرایش های ناجور بیان توی خیابون همه پسندشون می کنند. منشی شرکت ما فکر می کنم هر روز 2 ساعت فقط ارایش می کنه، وقتی میاد توی شرکت بوی انواع و اقسام مواد میاد. تا ظهر هم این آرایش تکون نمی خوره. من بیچاره یه رژ لب می زنم 2 ثانیه بعد پاک می شه. نمی دونم چکار کنم.

قزی

شاید چون بیرون میبینه و خوشش میاد دوست داره همسرش هم از این مواد استفاده کنه و زیباییش را چند برابر کنه

قزی

عزیز دلم ، بانوی مهربانم با دستانی پر از عشق دوستی ات را پذیرفتم ، حالا بیا بغل مامان قزی فشارت بدم بوست کنم اونم تف مال[نیشخند][بغل][قلب][ماچ]